تبليغاتX
•**•هرچي پرچي •**•

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 13:33  توسط   | 

این فروشگاه  نتوع محصولی زیادی دارد و برای دیدن از فروشگاه اینجا كلیك كنید

 

و برای عضویت در سیستم فروشگاه و كسب در امد اینترنتی برای خود اینجا كلیك كنید

با عضویت در سیسم كسب در امد سایت هر موقع كه موجودی حساب شما به 10 هزار تومان رسید در روز یك شنه پول به حساب شما واریز می شود

 

هر گونه سوال خود را با شماره 09375770420 در میان بگذارید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 15:0  توسط   | 

سلام چـــــــــــــــــــــــــــــــــــه خبرر؟

وای امتحانام شروع شده البته داره تموم میشه فقط ۴ تا مونده

اونم مثل اب خوردن تموم میشه ســـــــــــــــــــــال دوم خیلی سخته

من که دیگه کلافه شدم اما همه دلداریم میدن که سال سوم اسمونه

منم به همین دل خوش کردم  خوب حالا شما بیگین چه خبر ؟؟؟؟؟

*********************************************

میون هر قطره اشکم، هزار خاطره دفنه

تو اینقدر خاطره داری که گویی قد ریک عمره

گلو می سوزه از عقشت، عشقی که مثل زهره

ولی بی عشق تو هر دم، خنده از لبهای من دوره

درسته با منی اما، به این بودن نیازارم

تو که حتی با چشمات هم، نمی گی آه دوست دارم

اگه گفتی دوست دارم، فقط بازی لبهات بود

******************************

خدایا چرا؟؟؟

پس چرا جوابمو نمی دی؟چرا تنهام گذاشتی...

 

تو هم ازم خسته شدی؟؟؟به تو نگم به کی بگم؟

 

من که بهت گفتم دیگه طاقت امتحاناتت رو ندارم...

من که بهت گفتم دیگه خسته شدم

به خودت قسم دیگه نه جسمم نه روحم توان نداره

 

تو که بهتر از هر کس وضعیتم رو می دونی....

من که بهت گفتم کم آوردم...نگفتم؟

من که بهت گفتم دیگه تمومش کن..

هر بلاییی میخوای سرم بیاری بیار...

ولی فقط سر خودم ...!!!

نه اونایی رو که دوستشون دارم!!!

چرا باید ببینم....من نمی خوام ببینم.... به کی

بگم؟؟؟؟

غرورم رو که شکستی...

دلمو که داغون کردی...

حالمو که گرفتی...

دیگه این یکی رو نه....به خودت قسم نمی تونم

تحمل کنم....

دیگه نمیکشم...

بهم رحم کن....

به من رحم نمیکنی به این دل بیچارم رحم کن...

طفلک دیگه چیزی ازش باقی نمونده...

بهش رحم کن...

 

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاي

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 23:24  توسط   | 

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام

میدونم که اصلا دلتون برام تنگ نشده بود چون یادی ازم نمی کنین

ولی باز به معرفت سید محمود و بقیه رفقا که یاد ما بودند

راستی گفته بودم یه نی نی داریم الان ۵ ماهشه این قدر خوشگله

تورو خدا بگو ماشاالله

خوب بریم چند تا عکس با حال و شعرای رمانتیک ببینیم

           عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

دستمال کاغذی به اشک گفت:

قطره قطره‌ات طلاست

یک کم از طلای خود حراج می‌کنی؟

عاشقم !

با من ازدواج می‌کنی؟

اشک گفت:

ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی!

تو چقدر ساده‌ای

خوش خیال کاغذی!

توی ازدواج ما

تو مچاله می‌شوی

چرک می‌شوی و تکه‌ای زباله می‌شوی

پس برو و بی‌خیال باش

عاشقی کجاست!

تو فقط

دستمال باش!

دستمال کاغذی، دلش شکست

گوشه‌ای کنار جعبه‌اش نشست

گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد

در تن سفید و نازکش دوید

خونِ درد

آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد

مثل تکه‌ای زباله شد

او ولی شبیه دیگران نشد

چرک و زشت مثل این و آن نشد

رفت اگرچه توی سطل آشغال

پاک بود و عاشق و زلال

او با تمام دستمال‌های کاغذی فرق داشت

چون که در میان قلب خود

دانه‌های اشک کاشت

               

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 13:53  توسط   | 

سلام به دوستان عزیزم

واقعا شرمندام اخه دارم یه رمان دیگه می نویسم

اصلا نمی تونم بیام اینترنت حتی وقت مسافرت رفتن رو هم ندارم

اخه به یه بنده خدایی قول دادم حتما براش می نویسم

دیگه شما به برزگواری خودتون ببخشید

راستی اقا سید حمزه (اسم نی نی ) هم الان

یه خورده بزرگ تر شده و خیلی با مزه همش بغل عمه است

منم دلم نمیاد برزارمش بیام اینترنت

یه چیز دیگه هم می خواستم بگم الان کشتی زندگیم داره

خیلی خوب به مسیرش میره خواهش می کنم برام دعا کنین

طوفانی توی راه نیاد اخه کشتیم غرق میشه بخدا دلم به یه چیز

خوشه اونم به شما که می تونم باتون درد و دل کنم از اینکه شما هم

منو درک میکنین ممنون دوستانه دوستتون دارم بای

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 1:2  توسط   | 

سلام به دوستای گلم خوبین ؟

خدا رو شکر نی نی مون سالم به دنیا اومد

شده عزیز دل عمه الهی قربونش برم که با اینکه ۴ روزه

به دنیا اومده همچنین می خنده که غم و غصه هاتو فراموش میکنی

می خواهین جیگر عمه رو ببینین

این عسل عمه است البته این قدر سبزه نیست توی عکس اینجوری شده

نظر یادتون نره بای

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 23:18  توسط   | 

سلام به دوستای عزیزم

 واااای نمیدونین چقدر دلم براتون تنگ شده بود

از همه تون معذرت خواهی می کنم که نتونستم بیام و بهتون سر بزنم

اخه امتحان داشتم الانم که باید برم دسته گل هامو از مدرسه بگیرم

واقعا ازتون ممنونم که توی این مدت منو فراموش نکردین و بهم سر زدین

امیدوارم بتونم محبتتون رو جبران کنم   راستی یه خبر خوش من دارم

عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمه مـــــــــــــــــــــــــــــــــــیشـــــــــــــــــــــم

نمیدونین چقدر این کوجولو رو دوست دارم اما هنوز به دنیا نیومده

این هفتهی اخره انشاالله که به دنیا میاد جذابیت بیشترش اینجاس که

همنوز نه جنسیتشو میفهمیم نه اسم قشنگشو اکه این بچه به امید خدا

دنیا بیاد من زیرو رو میشم  اخه این قدر عاشقشم که فقط خدا میدونه

خوب دیگه زیاد خسته تون نمیکنم

 واااای اگه این شکلی باشه که من براش میمیرم

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم

                                      چون مزرعه تشنه به باران برسیم

یا من برسم به یار یا یار به من

                                      یا هر دو بمیریمو به پایان برسیم

 

      نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــظر یاتون نره

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 0:41  توسط   | 

سلام به دوستای عزیز

ببخشید نمیتونستم مطالبم رو به روز کنم

اخه اینترنتمون خراب شده بود فقط می تونستم

نظرای قشنگتون رو بخونم از تون ممنون که به یادم بودین

رو سنگ قبرم بنویس :

 اینجا مجال گریه نیست ..

هر کی میخواست گریه کنه ،

بهش بگو : اون دیگه نیست .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:0  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 13:48  توسط   |